هیجان چیست؛ معرفی انواع آن

    0
    9
    هیجان چیست؛ معرفی انواع آن

    اگر بخواهید بدانید هیجان چیست کافی است خاطرات خود را مرور کنید. روزی را به یاد می آورید که خانواده یا دوستانتان یک اقدام غافلگیرانه برای خوشحال کردن شما داشته اند و شما در مواجهه با آن اقدام از فرط خوشحالی فریاد کشیدید و یا حتی گاهی گریه کرده اید. تجربه این احساس درواقع همان معنای ادراکی و تجربی و پاسخ سوال هیجان چیست می باشد.

    هیجان چیست؟

    برای دانستن اینکه هیجان چیست لازم است تعریفی درباره آن بدانید. اینکه هیجان یا واکنش عاطفی چه کاربردی در زندگی انسان دارد. اگرچه تعاریف مختلفی برای هیجان مطرح شده اما می توان گفت عمدتا هیجان مربوط به تجربه های فردی است که انسان در زندگی دارد. واکنش هایی که فرد را از حالت عادی فراتر نشان می دهد. به طور مثال احساس یک فرد سورپرایز شده برای جشن تولد یا هدیه دلخواه او می گیرند و از خوشحالی ممکن است جیغ بکشد، فریاد بزند و یا گریه کند، این واکنش یک واکنش عاطفی و هیجانی تلقی می شود. در واقع هیجان یک حالت پیچیده و نوعی نمود بیرونی احساسات یک فرد در لحظه است که در آن مجموعه ای حالات فیزیولوژیک و روانشناختی به صورت ترکیبی بروز می کند.

    انواع هیجان

    انواع هیجان

    هیجانات انسان انواع مختلفی دارد اما در دسته بندی کلی به دو نوع هیجانات اولیه و هیجانات ثانویه تقسیم می شوند.

    هیجانات اولیه: نوعی از هیجانات است که به صورت آنی و بدون هیچ پیش زمینه ذهنی بروز می کند. این نوع هیجانات برخاسته از فطرت فرد است و تقریبا می توان گفت در همه انسان ها یکسان است. احساس غم و ناراحتی ناشی از دست دادن عزیزان و یا ترس از جمله هیجانات اولیه به شمار می آید.

    هیجانات ثانویه: این هیجانات نوعی واکنش به هیجانات اولیه به شمار می آید. یعنی وقتی فرد در مجاورت هیجانات اولیه قرار می گیرد هیجانات ثانویه را از خود بروز می دهد. احساس ترس یا خشم می تواند به در نوع هیجان ثانویه به شکل حسادت در فرد بروز کند. گاهی نیز ترکیبی از هیجانات اولیه می تواند سبب بروز هیجانات ثانویه شود.

    ابعاد هیجان

    ابعاد هیجان

    بررسی های به عمل آمده در مطالعات پیرامون هیجان نشان دهنده ابعاد مختلف این پدیده در انسان است. به طور کلی هیجان 5 بعد دارد که در ادامه به آن اشاره می شود:

    بعد شناختی یا احساسی هیجان: یکی از ابعاد هیجان، بعد احساسی آن است. به طور مثال شما وقتی احساس عصبانیت یا خوشحالی زیاد دارید به نوعی آن احساس را به شکلی بروز می دهید که برخاسته از تجربه ذهنی شما است. از همین رو میزان شدت و کیفیت بروز واکنش شما ارتباط مستقیمی با فرایندهای شناختی و ذهنی شما دارد.

    بعد فیزیولوژیک هیجان: ابعاد فیزیولوژیکی هیجان در واقع واکنش هایی است که شما با بدن خود دارید. در این شرایط همه بدن بسیج می شود و واکنش را بروز می دهد. ترشح هورمون هیجان مقل اپی نفرین در خون  ضربان قلب را افزایش میدهد و حالات هیجانی از شما دیده می شود. گاهی نیز از فرط هیجان مشت خود را گره می کنید یا گونه های شما قرمز می شود همه این موارد بروز واکنش هیجانی شما است.

    بعد بیانگر- اجتماعی هیجان: وقتی هیجان زده می شویم در ارتباط با دیگران ناخواسته آن را در کلام یا حالات چهره و زبان بدن خود بروز می دهیم و به نوعی دیگران نیز متوجه این هیجانات می شوند.

    بعد هدفمندی هیجان: شاید جالب باشد که بدانید هیجان دارای هدف است. به طور مثال وقتی از بی عدالتی خشمگین می شوید برای برقراری عدالت اقدام به اعتراض یا واکنش می کنید. همچنین وقتی احساس گرسنگی دارید می دانید که باید غذا بخورید. همه هیجانات انسان دارای هدف است از همین رو به شکل کلامی و غیرکلامی بروز می کند.

    مولفه های اساسی هیجان

    همانطور که مطرح کردیم، هیجان وضعیت پیچیده ای است که بر اساس بارهای احساسی و عمدتاً ناگهانی به وجود می آید و دارای 6 مولفه است. معمول ترین و اولین مولفه هیجان تجربه شخصی هر یک از ما می باشد یعنی همان حالت های احساسی و عواطفی که بر اثر اتفاقات و سورپرایز ها تجربه می کنیم. دومین مولفه آن مربوط به واکنش های جسمانی انسان ها است. گاهی ممکن است بر اثر عصبانیت بی آن که تمایل داشته باشید داد بزنید یا لرزش دست را تجربه کنید.

    سومین یا خیالی ترین مولفه هیجان مربوط به افکار ما در مورد اتفاقات به وجود می آید. به طور مثال قبول شدن در یک امتحان مهم یا اتفاق افتادن یک رویا و احساس شادی با فکر کردن به آن موضوع می تواند عامل این نوع از هیجان باشد. چهارمین مورد مربوط به انجام دادن کارهایی است که بر اثر هیجان به وجود می آیند؛ مثلا ممکن است به دلیل عصبانیت تبدیل به فردی پرخاشگر شوید.

    پنجمین مولفه بر روی واکنش ها و جلوه های چهره شما تأثیر دارد. حالت نفرت یا خشونت نسبت به کسی یا تعجب کردن بیش از حد باعث تغییر حالت صورت شما می شود. ششمین و آخرین مورد واکنش های کلی نسبت به هیجان است. هیجان های مثبت و منفی مربوط به موضوعات مختلف رفته رفته باعث دید مثبت یا منفی شما به جهان هستی و تقریباً همه چیز خواهد شد.

    دلیل اهمیت هیجان در زندگی

    بهتر است بدانید هیجان سر رشته تمام احساساتی است که در شخصیت ما وجود دارند. احساس خوشحالی یا ناراحتی و عصبانیت همه بسته به هیجان ما کم و زیاد می شوند؛ بنابراین از دلایلی که می توان برای اهمیت هیجان در زندگی نام برد، تحریک شدن احساسات، نشان دادن واکنش به اتفاقات مختلف و همچنین مهمترین مورد یعنی پل ارتباطی بین انسان و فهمیده شدن متقابل توسط افراد است.

    همچنین هیجان تأثیر زیادی در تصمیم گیری های مهم دارد. هر چقدر هم که بخواهید تصمیمات خود را بر اساس عقل و منطق پیش ببرید در آخر احساسات شما نیز در این موضوع دخیل هستند و در برخی از آن ها باعث تصمیمات بهتری خواهند شد. احساسات مختلف مانند ترس و حتی عشق هم با هیجان همراه هستند و ما را ترقیب به دور شدن از کانون ترس یا پیدا کردن فردی برای عاشق شدن می کنند.

    اهمیت ابراز هیجان

    همان گونه که توضیح دادیم هیجان پل ارتباطی انسان ها با یکدیگر است و باعث ادراک بهتر توسط فرد مقابل خواهد شد. به طور مثال هنگامی که از یک غم مربوط به از دست دادن عزیزی صحبت می کنید، طرف مقابل با قرار دادن خود در آن وضعیت، حال روحی شما را تصور کرده و بهتر شما را درک می کند. انسان ها بدون فهمیده شدن توانایی مقابله با مشکلات زندگی را نخواهند داشت. خصوصاً در زمان مواجه شدن با اتفاقات و مشکلات سخت فهمیده شدن توسط افراد دیگر برای آن شخص اهمیت به سزایی خواهد داشت و باعث سریع تر خوب شدن حال روحی او می شود.

    تفاوت مدیریت هیجان و سرکوب هیجان

    انسان در مورد خود باید به خود شناسی کاملی رسیده باشد تا بتواند به راحتی هیجانش را مدیریت و حتی در مواقعی سرکوب کند. مدیریت هیجان در رابطه با مواقعی کاربرد دارد که پس از گذشت زمان باعث احساس عذاب وجدان، افسردگی یا عصبانیت نسبت به خود نشود.

    به طور مثال در هنگام عصبانیت بیش از حد ممکن است حرف هایی را به زبان بیاورید یا کارهایی را انجام دهید که زمان آرامش و حالت عادی خود گفتن و انجام دادن آن ها را دوست نداشته باشید. در چنین موقعیتی کنترل و مدیریت هیجان به کمک شما خواهد آمد تا پس از گذشت ساعت ها احساس پشیمانی نداشته باشید.

    هیجان راه ارتباطی افراد است، اما در مورد احساسات خطرناک مانند پرخاشگری باید سرکوب شود. عصبانیتی که بر اثر هیجان به وجود می آید در برخی از افراد تنها منتهی به داد زدن یا لرزش دست نمی شود و در مواقعی شخصیت فرد کاملاً تغییر کرده و حتی برای مدتی کوتاه تبدیل به یک شخص پرخاشگر خواهد شد که می تواند دست به هر کاری بزند. در این هنگام اگر هیجان خود را سرکوب نکنید ممکن است اتفاقات ناخوشایندی پیش آید.

    در نتیجه مدیریت هیجان با سرکوب آن ارتباط متقابل داشته و با خود شناسی به دست می آید. مدیریت هیجان مربوط به احساسات زودگذر خواهد شد، اما سرکوب آن در رابطه با عواطف و واکنش های جسمانی بیش از حد و غیر معمول می باشد که با روان درمانی و مشاوره فردی حل خواهد شد.

    راهکارهای مدیریت هیجان

    همه ما می دانیم که سرکوب نکردن برخی از هیجانات منجر به اتفاقات بدی می شوند؛ بنابراین به دنبال راهکارهای متفاوتی هستیم تا بتوانیم با کنترل آن ها از احساساتی مانند پشیمانی، ترس و عذاب وجدان جلوگیری کنیم. اولین و مهمترین راه خود شناسی یعنی شناخت کامل از احساسات درونی است. به طور مثال اگر بدانید که قرار گرفتن در یک جمع باعث عصبانیت و ناراحتی شما و  همچنین دست زدن به یک عمل ناراحت کننده خواهد شد، طبیعتاً در آن جمع قرار نمی گیرید.

    ممکن است تا به حال شده باشد که شخصی به شما می گوید: “تو الان عصبانی هستی.” و  شما در حالی که از عصبانیت قرمز شده و رگ گردنتان بیرون زده می گویید: “نه، به هیچ وجه.” در این زمان شما متوجه احساسات خود نخواهید شد؛ زیرا برای فهمیدن آن ها تلاشی نکرده اید. نفس کشیدن عمیق در این مواقع به شما کمک می کند تا با دقت رفتار کنید. (حدود 10 بار)

    بهتر است به احساسات خود اجازه بروز دهید. در مواقعی بی دلیل خوشحال باشید یا سعی کنید با به یاد آوردن خاطرات و اتفاقات خوب احساس خوشحالی را در خود به وجود آورید. این انرژی ها بر روی شخصیت شما اثر مثبتی خواهند داشت و بهتر است تبدیل به عادت شوند. اگر احساس ناراحتی یا افسردگی ناشی از اتفاقات را تجربه می کنید بهتر است تمام افکار خود را یادداشت کنید تا آرام شوید.

    دلایل به وجود آمدن بی نظمی هیجانی

    به طور کلی، بی‌ نظمی هیجانی، داشتن احساساتی را شامل می ‌شود که نسبت به موقعیتی که آن ‌ها را تحریک کرده است، بیش از حد شدید هستند. این موضوع ممکن است به معنا‌ی ناتوان بودن در آرامش داشتن، ناتوانی در جلوگیری از هیجانات سخت، یا متمرکز کردن توجه بر موارد منفی باشد. همچنین اکثر افراد مبتلا به بی‌نظمی هیجان، هنگامی که کنترل احساساتشان از دست آن ‌ها خارج می‌ شود، واکنش غیر طبیعی از خود نشان می‌ دهند.

    دلایل به وجود آمدن این بد تنظیمی ممکن است مربوط به کودکی فرد و خانواده او باشد. در مواقعی شما احساس می کنید شریک عاطفی شما از توجه کردن به شما دست برداشته است. در این زمان شما نیز با خودخوری و گریه کردن احساسات خود را آرام می کنید. در صورتی که این اقدام در آینده نه چندان دور باعث بی نظمی در هیجان خواهد شد. همچنین احساس تنهایی و غریب بودن در یک جمع شلوغ که همه در حال گفتگو و خندیدن هستند، از جمله دلایلی است که در بدتنظیمی هیجان اثرگذار است. بی ‌نظمی هیجانی نیز ممکن است به این معنا باشد که شما در شناخت احساسات خود در هنگام تجربه غم و احساس افسردگی، مشکل دارید. این می ‌تواند به این معنا باشد که احساساتتان، شما را سردرگم می‌ کنند؛ یا نسبت به داشتن آن‌ ها احساس گناه دارید یا آن قدر این هیجانات شما را غرق می‌ کنند که نمی ‌توانید تصمیم بگیرید یا رفتار خود را مدیریت کنید.

    انسان چگونه هیجان را تجربه می کند؟

    تجربه هیجان تا حد زیادی منشأ فیزیولوژیک دارد. نوعی از تقسیم بندی دستگاه عصبی مرکزی وجود دارد که مغز را به سه قسمت تقسیم می کند. قسمت اول ساقه مغز و سایر دستگاه های مرتبط هستند که علائم حیاتی و تنفس را در بر میگیرند. قست دوم ساختار لیمبیک است که احساسات و هیجانات در آن به وجود می آید. و  در آخر قسمت سوم قشر عالی مغز است که مسئول تفکر و فرآیندهای عالی مثل حل مسأله و …. است.

    رابطه بین ساختار لیمبیک و قشر مغز تا حدودی رابطه صفر و یک است. یعنی وقتی ما در حال تجربه یک هیجان هستیم و این قسمت از مغز فعال است قشر مغز نافعال می شود. اما این موضوع به معنی قادر نبودن در کنترل عواطف و هیجانات به وجود آمده نیست. خوشبختانه تکنیک های رفتاری خوبی وجود دارند که به ما کمک می کنند تا بتوانیم رابطه بین این دو ساختار را به حالت تعادل تبدیل کنیم.

    تاثیر فرهنگ بر هیجان

    فرهنگ در ابتدا مربوط به آموزش خانواده و سپس جامعه و مدرسه می شود. هر فرد مطابق با اتفاقاتی که دیده یا تجربه کرده است الگو می گیرد و مانند آن اتفاقات به صورت کاملاً ناخودآگاه رفتار می کند. حال اگر این اتفاقات باعث کمک به مدیریت هیجان فرد شوند، فرهنگ درستی به او آموزش داده شده است، اما در این وقایع باعث بی نظمی هیجانی و پیش فعالی در فرد شود، او باید از اول تحت مشاوره و کنترل روانشناسان متخصص قرار گیرد.

    تفاوت هیجان و احساس چیست؟

    تفاوت هیجان و احساس چیست؟

    این‌ که هیجان و احساس را به جای یکدیگر یا به عنوان معادل به‌کار ببریم، معمولاً مشکل جدی ایجاد نمی‌ کند و بسیاری از کتاب ‌های هوش هیجانی هم این کار را انجام می ‌دهند، اما بهتر است که تفاوت این دو را بدانیم؛ تا هنگام خواندن مطالب مهم یا صحبت کردن در این زمینه، دچار خطا نشویم.

    حال به تفاوت بین “احساس” و “هیجان” توجه کنید. ما در زندگی روزمره این کلمه‌ ها را به جای یکدیگر به کار می بریم، اما اگر بخواهیم با دانش نورولوژی به آن بپردازیم، می شود گفت؛ “هیجانات” پاسخ های نسبتاً ساده ‌ای هستند که بدن ما به محرک‌های بیرونی یا درونی نشان می ‌دهد. هنگامی که از چیزی می ‌ترسیم، قلب و نبض ما تند تر می ‌زند، در دهان خود احساس خشکی می کنیم و پوست ما رنگ می ‌بازد.

    این پاسخ‌ ها به صورت اتوماتیک و ناخودآگاه به وجود می آیند و مغز ما با مشاهده این علائم نتیجه می‌ گیرد که ما ترسیده ایم. پس احساسات بعد از شکل‌گیری هیجانات به وجود می ‌آیند. به عبارتی احساسات ناشی از هیجانات پدیدار می شوند؛ زیرا مغز به صورت پیوسته از بخش های مختلف بدن سیگنال می گیرد. مغز از تغییرات به وجود آمده در قسمت های متفاوت بدن، نتیجه می ‌گیرد که “هیجان” بوجود آمده و به این طریق “احساس” شکل می ‌گیرد. البته بهتر است گفت “هیجان” پاسخ فیزیولوژیک بدن و “احساس” برداشت مغز از هستند.

    چگونگی تبدیل هیجان منفی به نتیجه ی مثبت

    برای تبدیل هیجان منفی به بعد مثبت تنها کافی است با خود شناسی و راهکارهایی که مطرح شد به مدیریت هیجان خود بپردازید تا با کنترل برخی از هیجانات و سرکوب آن ها به نتیجه مثبت و دلخواه خود برسید.

    سوالات متداول

    چگونه می‌توانیم هوش هیجانی خود را تقویت کنیم؟

    واقعیتی که در این رابطه وجود دارد این است که هوش هیجانی با مطالعه صرف و شنیدن مطالب آموزشی تقویت نمی ‌شود. برای تقویت این هوش باید تلاش عملی داشته باشیم. مدت زمان تقویت این هوش در هر فرهنگی متفاوت است و طبق بررسی‌ های انجام شده و کارگاه ‌های برگزار شده در این حوزه، مدت زمان لازم برای تقویت نسبی آن یک سال است و تحت نظر مربی باید انجام شود.

    بهترین راهکار برای کنترل خشم چیست؟

    سکوت کردن یا بالعکس نوشتن افکار خود بهترین راه حل برای کنترل خشم و دست نزدن به کارهای غیرمعمول می باشد. برای اطلاعات بیشتر قسمت مربوط به مدیریت هیجانات را مطالعه کنید.

    دیدگاهتان را بنویسید

    Please enter your comment!
    Please enter your name here